{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

First love

part twenty-six²⁶ :)
"چیشده؟"
"پاشو.. من دارم میرم برای کنسرت امروز اماده بشم و مامانم هم برمیگرده خونه نمیشه با هاجون توی خونه تنها باشی، میرسونمت خونت."
به ارومی بلند شد و باهم رفتیم پایین و کفش هاشو پوشید، توی پارکینگ کلاه کاسکتی دادم به اهیون و از خودمم سرم کردم و نشستم روی موتورم و منتظر شدم تا اهیون هم سوار ترکم بشه. بعد اینکه نشست و مطمئن شدم جاش درسته راه افتادم به ادرسی که بهم داشت میگفت.
کلا ۱۰ دقیقه با خونم فاصله داشت البته با موتور. پیاده شد و کلاه کاسکت رو داد بهم"مرسی بابت این دو روز، هرموقع وقتت خالی بود لطفا بزار دعوتت کنم تا لطفت رو جبران کنم"
"مراقب باش"
بعد حرفم گاز دادم و رفتم.
هنوزم عصبیم که اونجوری به پاهاش نگاه میکرد!لعنت بهت هاجون.
راه افتادم سمت محل کنسرت و وی‌ای‌پی ها اول اومدن و ساوند‌چک کردیم و بعدش عصر کنسرت اصلی شروع شد و حسابی با اعضا ترکونیدیم ولی من ذهنم هنوز درگیر صبحه.
بعد کنسرت هم رفتیم پشت صحنه و چندین بازیگر و.. اومدن باهامون عکس گرفتن و بعد کلی تشکر و عکس سرمون خلوت شد و نشستیم روی کاناپه ها.
"من واقعا نیاز به ماساژ دارم"جیمین درحالی که شونش رو ماساژ میداد گفت.
جین دستش رو گذاشت روی سرم"تو خوبی؟از صبحی که رسیدی توی خودت بودی"
"چیز خاصی نیست" دستمو کشیدم توی موهام، بعدش بلند شدم و رفتم سمت میز های ارایش و ارایش پاکن برداشتم و ارایشمو پاک کردم و بعد با اب صورتمو شستم خشک کردم در اخر هم سرم های پوست کرم های ابرسان و مرطوب کننده زدم.
رفتم توی رختکن و لباس های خودمو پوشیدم و اومدم بیرون"من دارم میرم خونه پسرا"
"منم میام"تهیونگ با ارایش و همون لباس های کنسرتش اومد دنبالم منم چیزی نگفتم.
سوار موتورم شدم و کلاه کاسکت سرم کردم و تهیونگ نشست پشتم کلاه دیگم رو سرش کرد، همونی که صبح سر اهیون بود،موتور رو روشن کردم و روندم سمت خونه.
"یه چیزیت هست"
"اهیون دیشب خونه من خوابید"
"چیییی؟؟؟خب این کجاش مشکله؟ نتونستی جلوی خودت بگیری؟کاری باهاش کردی؟"
"نه.. هاجون مسافرت بود و امروز برمیگشت.. صبح زود اهیون تشنش شده از اتاق مهمان میره بیرون و توی راه برگشت به اتاقش هاجون همون موقع میرسه خونه" با یادآوریش دوباره داشتم عصبی میشدم.
"خب‌؟هاجون کاری کرده باهاش؟"
"نمیدونم هیونگ..."
"یعنی چی؟"
"یعنی اینکه فقط با لباس کوفتی من بود که یکم از اون ک....ون لامصبش بلندتر و رو.ن های لختش توی چشم هاجون بود و اون حرو.مزا.ده هم فقط زل زده بود بهش"دست خودم نبود داد زدم، عصبی بودم.
"نگه دار جونگ‌کوک"

#bts#jungkook#بی‌تی‌اس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
دیدگاه ها (۰)

First love

First love

First love

First love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط